--------------------------------------------------------------------------------------------- Optimizer of Information Technology & Communication ----------------------------------------------------------------------
امنیت، سرعت و دقت را از ما بخواهید

حل مسائل

در روانشناسی ( مسئله )  معمولا به محیط بیرونی فرد مربوط می شود مانند مسائل ریاضی که برای هر چيزي یک راه حل و پاسخ مشخص دارد . عامل اصلی در حل مسئله عبارت است از : کاربرد تجربه قبلی فرد برای رسیدن به راه حل و پاسخی که بیش از آن برای انسان شناخته شده نبوده است  حداقل در موقعیت ویژه ای که شخص در آن قرارداد تجربه ؛ دانش و مهارت گذشته پیشتاز حل مسئله محسوب می شود .

حل مسأله بخشی از تفکر است به عبارتي حل مسأله که پیچیده‌ترین بخش هر عملیات فکری تصور می‌شود، به عنوان یک روند مهم شناختی تعریف می‌گردد که محتاج تلفیق و مهار یک سری مهارت‌های بنیادین و معمولی است (گلداشتاین و لواین، ۱۹۸۷). حلّ مسأله وقتی مطرح می‌شود که یک موجود زنده یا یک سامانهٔ هوش مصنوعی نداند که برای رفتن از یک موقعیت به موقعیت دیگر باید چه مسیری را بپیماید. این نیز خود بخشی از روند یک مسألهٔ بزرگ‌تر است که یافتن مسأله و شکل‌دهی مسأله بخشی از آن می‌باشد.

برای کسب مهارت در حل مسائل ابتدا باید وجود مسائل و مشکلات در زندگی را یک امر طبیعی و حتی لازمه زندگی بشر بدانیم. بعضی از مردم این موضوع را امری غیرطبیعی می‌دانند و بنابراین در رویارویی با کوچکترین مشکلات، دچار ناراحتی و استرس می‌شوند. و بدیهی است که با وجود استرس و نگرانی نمی‌توان انتظار برخورد مناسب با مشکلات را داشت. به همین دلیل این افراد معمولا در مواجهه با مسائل، حالت انفعالی دارند و حتی قادر به حل اصولی ساده‌ترین مسائل نیز نیستند و اغلب از حل مسائلشان طفره میروند و آنها را به تعویق میاندازند.

 ولی افرادی که مسائل و مشکلات را جزیی از زندگی روزمره می‌دانند، خود را برای مواجهه با آنها نیز آماده کرده‌اند. این افراد با بروز هر مشکلی، بدون دغدغه و با فکری باز و مسلط، نسبت به حل آن اقدام می‌کنند.

موضوع دیگری که در حل مسائل، نقش کلیدی دارد، توانایی تولید ایده‌های متعدد برای هر مسئله است. باید توجه داشت که هر چه تعداد ایده‌ها و راه‌حل‌های تولید شده بیشتر باشد، احتمال رسیدن به یک راه‌حل کارآمدتر، بیشتر خواهد بود. بنابراین نباید در تولید و ارائه ایده خساست به خرج داد. حتی اگر برخی از ایده‌ها غیرمنطقی و غیرعملی به نظر برسند. اتفاقا در برخی از موارد همین ایده‌های به ظاهر غیرمنطقی و غیرعملی برای حل بعضی از مشکلات کارسازتر بوده و نتیجه بهتری می‌دهند.

 اما چگونه توانایی تولید ایده‌های متعدد را کسب کنیم؟

بدیهی است که برای کسب مهارت در هر زمینه‌ای، آموزش و تمرین مستمر لازم است. در زمینه کسب مهارت برای تولید ایده‌های متعدد نیز برخورداری از تفکر خلاق و تمرین تکنیکهای خلاقیت و به خصوص تکنیک بارش فکری می‌تواند بسیار راه‌گشا باشد.

 پس از تولید راه‌حل‌های فراوان برای حل مسئله، نوبت به انتخاب بهترین و کاراترین ایده‌ها، با کمک تفکر منطقی می‌رسد. در این مرحله ممکن است لازم باشد، بعضی از ایده‌ها تعدیل و یا با هم ترکیب شوند و ایده‌های جدیدی به وجود آیند. در هر صورت مهارت فرد در  تفکر  خلاق، ایده‌پردازی و بالاخره تفکر منطقی، موجب رسیدن به راه‌حل‌های منحصر به فرد و کارآمد می‌شود.

گام‌های حل مساله

۱. فهم مساله : دراین مرحله می باید درک کاملی از مساله در ذهن خواننده بوجود آورید . این یعنی باید بفهمیم مساله چه معلوماتی بما داده است وچه مواردی را از ما خواسته است

۲. انتخاب روش: در این مرحله با استفاده از درکی که از مساله در ذهن ما وجود دارد یکی از روشهای حل مساله مناسب با این مساله را انتخاب می کنیم

۳.اجرای روش: حال که روش مناسب را انتخاب کردیم ان را اجرا میکنیم

۴.بازگشت به عقب:جواب های بدست امده را با صورت مساله مقایسه کرده و یکبار دیگر مراحل بالا را مرور می کنیم تا مطمئن شویم قسمتی از مساله رااشتباه نرفته یا جا نینداخته باشیم

یکی از روش هایی که ما را در مرحله فهم مسئله یاری می دهد و کمک می‌کند تا مسئله به خوبی و نگاه سیستمی تحلیل شود، تحلیل مسئله با رویکرد آیسبرگ است.

راه های حل مسئله

راه های مختلفی برای حل مسئله وجود دارد که برخی از آنها به شرح زیر است :

حل مسئله از طریق آزمایش و خطا :

 چنانچه با مسئله ای روبه رو شویم که برای حل آن قاعده و اصول از پیش شناخته شده ای در اختیار نداشته باشیم از طریق آزمایش و خطا آن را حل می کنیم .

به عنوان مثال چنانچه برای اولین بار بخواهیم با دسته کلیدی که تعداد زیادی کلید های شبیه به هم دارد قفلی را باز کنیم ناچار باید آزمایش و خطا یک یک کلید ها را امتحان کنیم تا به کلید اصلی برسیم . روش آزمایش و خطا قاعده و اصول معینی ندارد و موجب اتلاف وقت می شود و تنها چیزی که از این رهگذر می آموزیم حل همان یک مسئله است . اما قاعده ای که بتوانیم برای حل سایر مسائل آنرا تعمیم دهیم فرا نمی گیریم .

حل مسئله از طریق بینش و شناخت :

هنگامی که عناصر و روابط مربوط به یک مسئله برای یک انسان شناخته شده باشد می توان آن را از طریق بینش و شناخت حل کرد . روش حل مسئله از طریق بینش به کشف قواعد و الگوی روابط و یا اصولی که در مسئله نهفته است دلالت دارد به محض اینکه عوامل مذکور شناخته شوند مسئله مستقیما حل خواهد شد .

حل مسئله با روش دیوئی :

جان دیوئی، فرایند حل مسئله را با پیدا کردن عوامل که موجب مسئله شده اند آغاز می کند فردی که در جنگل پیش می رود ممکن است به گودالی برسد که او را از پیشرفت باز دارد در اینجا عمق و پهنای گودال و لغزنده بودن دیواره های آن مشکل آفرین هستند . در این موقعیت عابر راه های مختلفی برای عبور از گودال در نظر می گیرد و یکایک آنها را ارزیابی می کند و سرانجام راه حل نهایی را به کار می گیرد و مسئله را حل می کند .روش دیوئی یعنی حل مسئله با روش اکتشافی مراحل مشابه و یکسانی دارند و تفاوت آنها در میزان و نحوه ی راهنمایی معلم به شاگرد برای حل مسئله است .

الگوي حل مساله با استراتژي جورج پوليا و ارائه نمونه هاي كاربردي:

پوليا مي گويد: روند حل مساله عبارت است از جست و جو براي خروج از دشواري ها يا مسير عبور از مانع ها براي دست يابي به هدف، كه در آغاز كار، چندان قابل دسترسي به نظر نمي رسد. حل مساله، خاصيت ويژه اي از ذهن است و ذهن استعدادي است خاص انسان. بنابر اين حل مساله را مي توان به عنوان يكي از خود ويژه ترين پديده هاي فعاليت انساني دانست.

حل مساله، هنري عملي است. هم چون شنا كردن، ورزش اسكي يا نواختن پيانو و اين هنر را مي توان ياد گرفت، تنها به شرطي كه از سر مشق خوبي تقليد و دائما تمرين كنيم  (پوليا،۱۳۸۰).

پوليا مراحل حل مساله را که شامل چهار مرحله است به صورت زير بيان مي کند:

الف- فهم مساله

ب- تهيه طرح يا نقشه براي حل مساله

ج- اجراي طرح يا نقشه

د- بازنگري و كنترل

**** ورود شما را به اين سايت علمي آموزشي خوش آمد مي گوييم و منتظر نقطه نظرات ارزشمند شما هستيم ****    
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect. برو به بالا